1200 شهر بزرگ جهان در حمایت از جنبش وال‌استریت قیام کرده‌اند

مدیر مسئول روزنامه کیهان ‌گفت:‌ جنبش وال‌استریت یک چالش برای آمریکا محسوب می‌شود، ‌یک هزار و 200 شهر بزرگ از 82 کشور جهان هماهنگ با‌هم بر ضد‌نظام سرمایه‌داری تظاهرات کردند. به گزارش افکار؛ حسین شریعتمداری ظهر امروز در همایش بزرگ بسیجیان شهرستان گلپایگان که در امام‌زاده هفده تن برگزار شده بود، اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران به همت امام (ره) و از خودگذشتگی ملت بر کرسی حاکمیت نشست و اگر چنین اتفاق بزرگی در تاریخ ایران صورت نمی‌گرفت، اسلام ناب در لابه‌لای اوراق کتاب‌ها و یا برای همیشه در ذهن افراد باقی می‌ماند، به بیان دیگر زمانی که اسلام ناب بر کرسی حاکمیت نشست نسخه شفابخشی که باید پیچیده می‌شد، پیچیده شد. وی افزود: اسلام بین مردم ایران بود ولی حاکمیت نداشت، یکی از ویژگی‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران این است که بر‌خلاف سایر دولت‌ها و مکتب‌ها انقلاب همراه اسلام نیامد، بلکه از قبل برای مردم شناخته شده بود و زمانی که امام (ره) آن ندا را سر داد، این ندا در دل و افکار و سنت مردم آشنا بود و انگار گمشده خود را پیدا کردند، گمشده‌ای که از صدر اسلام از آنها گرفته شده بود و حال پس از سال‌ها آن ندا موج تازه‌ای در کشورشان راه انداخته بود.
ادامه مطلب ...

الهی بمیرم

از یا حسین گفتن تا با حسین بودن یک نقطه است، همان نقطه ای که باید حق را انتخاب کنی؛ همان نقطه ای که نماز جماعت ظهر عاشورا تکرار می شود و ناهار مشغول صرف ما است؛ و به جای گفتمان حسین، به یا حسین گفتنمان مشغولیم. می گویند که عاشورا را وسعتی است به اندازه همه زمانها و زمینها و تو را هم به کربلا می خواند؛ تا سرخ باشی یا زینبی نباشی!

عاشورا عزاداری نیست، سیاست است، اقتصاد است، فرهنگ است؛ معلم اقتصاد و سیاست و فرهنگ یزید؛ غربی بود، یهودی بود؛ راستی معلم «کارگزاران» حکومت اسلامی در اقتصاد و فرهنگ و تعلیم و تربیت، کجایی بوده اند؟ عبرت های عاشورا یعنی این! جناب صدا و سیما! هنوز هم از کربلا عبرت نگرفتهایم؛ حتی از همین نیویورک! از جنبش تسخیر وال استریت. آنجا جنبش مردمی تسخیر وال استریت است و این جا جنبش دولتی تسجیل وال استریت! و بیشینه اینکه، بانک مرکزی ما، نسخه کپتالیزم را رجیستری کند؟

عاشورا یعنی نبوی بودن و ربوی نبودن؛ کوفی بودن برای ظهور کافی نیست؛ خط کوفی در کربلای «مُعَلّا»، «نسخ» شده است! اگر یا حسین گفتن کافی بود، کوفیان گفتند، حتی، و برایش نامه هم نوشتند ولی، ناکثان، سر از دیگ پلو سفارت انگلیس درآوردند؛ عاشورا وسعتی دارد به اندازه هر زمین و زمانی و تو را هم می آزماید.

خورشید عاشورا به خون نشست و کاروانی از بیداری سرخ، تاریخ را در می نوردد، تا هر سال، درس چگونه بودن و چگونه زیستن را پرده پرده به نمایش درآید. و ما حالا خورشیدواره های عاشورا را رها کرده ایم و ماهواره ها، همان معلمان یزید را در خانه، به شاگردی نشسته ایم؛ عاشورا یعنی «یا خورشید» گفتن و «با ماهواره» بودن؟



خانه ای داشت، نزدیک حرم امام رضا، آن را فروخت و رفت فرسنگها دورتر، در بالاشهر خانه خرید، و وقت مرگش گفت، مرا در صحن امام رضا دفن کنید! تا زنده ایم، با بالاشهر، وقتی مردیم، با امام و حرم؟ یزید معلمش غربی بود، یهودی! زن آن بالاشهری گفت: اسم دخترت را چه چیزی گذاشتی؟ گفتم فاطمه! گفت: فاطمه که اسم کلفت ها است؛ این را ماهواره ها می گویند! گفتم یزید هم معلمش ماهواره بود؛ او خود زینب را به اسیری برد، تو فقط دستت به اسم زینب می رسد! بی وژدان! اگر زورت می رسید ...

راستی! شما عاشورا را فرهنگ هم می دانید؟ رقیه را دوست دارید؟ اسم چند نفر از دخترانتان رقیه است؟ ما هم مثل آن بالاشهری، حرم را فقط برای مرگمان می خواهیم؟ و اسم رقیه را فقط برای سفره انداختن و شفاگرفتن؟ دلم برای رقیه می سوزد؛ کسی او را دوست ندارد، حاضریم اسم «آتنا» یک شریک خدای یونانی را بر دخترانمان بگذاریم ولی اسم رقیه، مثل خودش در خرابه شام، خریدار ندارد. رقیه جانم، راستی خرابه شام سخت بود نه؟ وقتی ماهواره ها، نام زینب و فاطمه و حتی خودت را نامی بی کلاس و پایین شهری می خوانند دقیقا همان احساس تحقیر شامیان به تو دست می دهد؟ هاویه بر ماهواره های معاویه!

رقیه! گریه نکن! اسم تو قشنگ ترین است؛ راستی! تو بودی که در کربلا می گفتی ما را بزنید اما به حجابمان کاری نداشته باشید؟ رقیه حرفهایی که شنیدی، مال مردم بالاشهر بود، ما، هم یا حسین می گوییم هم با حسین می میریم؛ با تو! مردم ولایی، تو را دوست دارند؛ به خدا! آری کربلا وسعتی دارد به اندازه همه زمانها و همه زمین ها و تو را هم امتحان می کند تا با حسین باشیم یا بایزید! با رقیه یا با آتنا!

الهی بمیرم برای زخم زبان هایی که معلمان یزید و ماهواره ها به تو روا می دارند! و همه این ها از وقتی شروع شد که گفتند: پیامبر برای خود جانشین تعیین نکرده است. حالا هم می گویند که امام زمان، نائب ندارد. حتی می گویندخودش هم نیست! آن وقت مسلم را کشتند و حالا سفیر امام زمان در برابر تهدید میریزید های برانداز می نالد که «جان ناقابلی دارم!».

سیاست راهبردی آمریکا در مقابله با بیداری اسلامی

چکیده
پدیده‌ی بیداری اسلامی که با عبارات احیای اسلام، جنبش اسلامی و بینادگرایی مطرح می‌شود، حدود یک قرن است که یکی از مسائل خاورمیانه می‌باشد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ابعاد بیداری اسلامی را بین‌المللی و شتاب و تأثیر شگرفی بر تحولات سیاسی و فرهنگی داشته است.
دولت آمریکا برای تسلط خاورمیانه به عنوان اولین گام در راستای تسلط بر جهان و اجرای استراتژی تک‌قطبی کردن جهان و خود را «قلدر محله کردن»؛ با سه هدف مشخص،‌ اقدامات خود را آغاز کرده است:
1. تسلط بر مراکز نفتی و دولتهای صاحب نفت برای تأمین هزینه‌های سلطه‌ی جهانی خود و جلوگیری از قدرت گرفتن دولتهای صادرکننده نفت.
2. تأمین امنیت و سلطه‌ی اسرائیل و صهیونیسم بر خاورمیانه که بخشی از سیاست مشترک جهانی آمریکا می‌باشد.
3. مهار و یا انحراف اسلام سیاسی و کنترل جنبش‌های اسلامی برای جلوگیری از نفوذ این جریان به خارج از منطقه خاورمیانه.
اگرچه اقدامات انجام شده برای سرکوب موج گرایش به اسلام سیاسی ـ انقلابی موفقیتی نداشته اما استحاله فرهنگی، غلبه‌ی تفکر سکولاریسم، نفوذ عوامل خود در مراکز‌ آموزشی، فرهنگی و رسانه‌ها و به راه انداختن جنگ روانی ـ تبلیغاتی بر ضد اسلامو مسلمانان، تحت عناوین مبارزه با تروریسم، دفاع از حقوق بشر، نابودی سلاح‌های کشتار جمعی و هسته‌ای، برقراری دموکراسی،‌ برنامه راهبردی آمریکا در قرن 21 می‌باشد که تلاش‌های زیادی در جهت اجرای آنها در جریان است و به این دلیل چالش‌های گسترده در منطقه وجود دارد.

ادامه مطلب ...

امتداد بیداری اسلامی تا قلب اروپا

هنوز زمان زیادی از سخن رهبر معظم انقلاب که فرمودند: "بیداری اسلامی ملت های منطقه تا قلب اروپا پیش خواهد رفت" نمی گذرد که شاهد شروع راهپیمایی های گسترده ضد دولتی در بعضی از مناظق اروپا هستیم. در خبری که در یکی دو روز پیش منتشر شد شاهد بودیم که تظاهرات ضد دولتی در بعضی از شهرهای اسپانیا آغاز گردیده وکماکان ادامه دارد.. آن هم تظاهراتی به سبک مردم خاورمیانه با سردادن شعارهای ضد دولتی وتغییر در ساختار سیاسی.

 

نقطه قابل تامل آن است که اولین ترکشهای بیداری اسلامی در منظقه خاورمیانه گریبان گیر کشورها ودولتهایی گردیده که بعنوان هم پیمانان همیشگی دیکتاتورها منطقه خاورمیانه ایفای نقش می کردند. کشور اسپانیا که اولین تظاهراتهای ضد دولتی در اروپا از این کشور آغاز گردید نیز جزو یکی از حامیان حکومت قذافی بشمار می آید، که هم اکنون با توجه به بحرانهای اقتصادی و سیاسی که این کشور با آن دست وپنجه نرم میکند بنظر می رسد نارضایتی های عمومی در آن روز به روز گسترده تر خواهد شد.

 

 

نکته قابل توجه دیگر این است که یقینا این بیداری در اروپا مختص به یک کشور خاص نخواهد بود وکم کم دامنه آن در اروپا گسترده تر خواهد شد و در آینده نه چندان دور خبر فراگیر شدن اعتراضات مردمی در اروپا بگوش خواهد رسید.

 

کشور ایتالیا یکی از کشورهای اروپایی دیگری است که با توجه به بحرانهای اقتصادی وسیاسی داخلی و رسوایی های مالی واخلاقی سران این کشور، می توانیم درآینده نزدیک شاهد بروز اعتراضات گسترده مردمی و زیادتر شدن اعتراضات عمومی در شهرهای مختلف آن باشیم. چرا که سیلویو برلسکونی نخست وزیر ایتالیا علاوه برآنچه که گفته شد، بعنوان یکی از همپیمانان دیرینه دولت قذافی در لیبی بحساب می آید. وبا توجه به سقوط معمر قذافی جایگاه برلوسکنی نیز بیش از پیش رو به افول رفته است.

 

 

در نهایت می بایست به این نکته توجه داشت، با توجه به رهنمون های مقام معظم رهبری و تدابیر مدبرانه وی و همچنین سرعت موضوعات و مسائل در حال رخ دادن در سطح منطقه وجهان، ما نیز باید با هوشیاری هرچه تمام تر و دقیقتر در راستای حرکت کردن صحیح وراستین در راه حقیقت گام برداشته و در سیل جریانهای جاری در منطقه وجهان به خواب و اغما فرو نرفته و نقش موثری در معادلات واتفاقات جهانی ایفا نماییم. تا در نهایت دشمن نتواند ملت مارا که حامل درست ترین و عادلانه ترین پیام ها برای جهانیان است به حاشیه برد.

انشاالله

حماسه حسینی و ظهور هویت آدمی

فصلنامه پژوهه، شماره 4، خنیفر، حسین؛

عاشورا امتحان بزرگ و در زمان و مکان خود بی نظیر بود، روزی که پرده ها به کنار رفت، حقیقت و جوهره انسان ها برملا گردید. عاشورا به نوعی «یوم الفصل» بود، چرا که حدفاصلی بین دو دسته از آدم ها شد؛ یک عده فرسنگ ها به جلو رفتند و از خاک تا ملکوت اوج گرفتند و عده ای دیگر سیر قهقرایی طی نموده و مصداق «تعبیر« قرآن کریم شدند: «اولئکَ کَالأنعامِ بَل هُم اَضَلّ(1)».

عاشورا وقتی لب به سخن می گشاید و محفل عاشقانه آن تعداد اندک را به تفسیر می نشیند، آنها را متصلان به حقیقت توصیف می نماید؛ زیرا مقدمه یافتن حقیقت، واقع بینی و حقیقت جویی است، تا واقع جو نباشی، حقیقتی را درنخواهی یافت. و امام که آنها را با حقایق آشنا کرد، چون زمینه حقیقت جویی و واقع بینی را در آنها یافته بود.

«هر گاه انسانهای واقع بین و حقیقت طلب هر چند اندک باشند به حد نصاب برسند، آن روز می شود از حقایق سخن گفت»(2).

در این حماسه عظیم و خصوصاً آن شب بزرگ تاریخ انسان(3)، یعنی شب عاشورا عده ای در ساحل سپیده، تن شستند و در زیر بزرگ ترین محراب زمین، یعنی آسمان نماز گذاردند و حماسه را اقامه بستند. آنان چون وصل به معبود بودند، آن روز بزرگ را رقم زدند، چون آن شب عظیم را پشت سرگذارده بودند چنان روزی را آفریدند. روزهای بزرگ، محصول شبهای بزرگ است و آنانکه شب بزرگ نداشته باشند، روز بزرگ ندارند؛ چرا که انسانهای بزرگ توشه و توان خویش را از شب می گیرند. امام علی(ع) در توصیف انسانهای بزرگ می فرماید:

«زُهّادُ اللَیل وَ اُسُدُ النَهار؛ زاهدان شب و شیران روزند». کسی که در سپیده دمان شیر باشد، یقیناً زهد شب را تجربه کرده است؛ کسی که شبانگاهان شانه هایش بلرزد و میان خویش و معبود پل ارتباطی برقرار نماید، اشک در چشمانش بی قرار می گردد و شخص آسمانی می شود و زمین، آسمان می گردد.

ادامه مطلب ...

عاشورا ؛ تجلی ادب رحمانی

منابع مقاله:

فصلنامه رواق اندیشه، شماره 38، رودگر، محمد جواد(1)؛

چکیده:

ادب، حدّشناسی، قملرودانی و نگاهداشت جایگاه و حد خویشتن است که بر معرفت نفس و معرفت ربّ استوار می باشد؛ چه این که ادب انسانِ خودآگاهِ خداآگاه؛ ادب مع الله، ادب عندالله و حریم نگاهداشتن و شریعت محوری در فکر، قول و عمل است. در آینه کربلا و تابلوی عاشورا ادب انسانهای کامل و متکامل، از امام و مأموم به صورت تمام عیار ترسیم و تصویر شده است. عاشورا در حقیقت، فرهنگستان ادب ولایی و توحیدی و ادبستان رحمانی و روحانی است و معلم و مربی، آن انسان کامل و امام زمان عاشورا؛ یعنی حسین بن علی علیه السلام و شاگردان ایشان از بنی هاشم (عباس بن علی علیه السلام ، قاسم بن الحسن علیه السلام ، علی اکبر، زینب کبری علیهاالسلام و...) و غیر بنی هاشم (حرّ بن یزید ریاحی، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر، اُمّ وهب، جُون و...) بوده اند. هر کدام از آنان در مرتبه وجودی خود، ادب در برابر ولیّ الله و حجة الله، ادب در برابر خدای متعال و ادب حضور عنداللّهی را مراعات کرده و حیات طیّبه و زندگی پایدار پاک را با واژه ادب تفسیر کردند. ناگفته نماند از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» آن سوی جبهه عاشورا؛ یعنی کاروان یزیدی جز حدّنشناسی و بی ادبی در مقابل «ولیّ خدا» و شریعت الهی، ظهور دیگری نداشت. پس ادب سرمایه کمال و سعادت انسانی و بحران فیض الهی و مَجْلای عنایت و بارقه ربوبی است که عده ای از عاشوراییان را به دیدار خدا کشاند. در این نوشتار، از ادب، نقش ادب در بیداری، بینایی و گذر از خود به خدا و نیل به فیض لقای رب از رهگذر دیدار امام و ولیّ خدا سخن رفته است.

عاشورا وجوه فراوانی دارد و تنها یک حادثه جزئی و پدیده محدود به زمان، زمین و زمینه های خاص نیست بلکه به دلیل ماهیت و هویت فراگیر، جاودانه و قدسی و در عین حال الهی انسانی، همه مرزهای مادی و آفاق محدودنگریها را در نوردید. عاشورا ظهور انسان کامل و مُکَمِّل و تجلّی سلوک عقلی در بالاترین مراتبش و سلوک قلبی و باطنی در عمیق ترین وجه آن است که چگونه سالکان مجذوب و مجذوبان سالک(2) پروانه وار گرد شمع وجود مُراد و پیر طریق خویش طواف می کنند تا در شعله های شهودزایش به مقام محو و فنا تا مقام صحو و بقا نایل آیند. عاشورا تصویری کامل از عشق، شور، شیدا و سلوک رحمانی است که رابطه عارفانه و پیوند عاشقانه مرید و مراد و شاگرد و استاد را به عرصه وجود آورده و سرمشق و الگویی از کمال گرایی و جمال پرستی و شهد شهودخواهی گشته است تا به همه عشّاق کمال و جمال، پیام «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها»(3) را با «عشق از اول سرکش و خونی بود»(4) نشان دهد که عقل در مسلخ عشق قربانی گردد و دیوانه خال لب دوست شود؛(5) در پرتو عشق و جذبات و جلواتش شکوفا شده و شکفته گردد و شناخت عقلی، به شهود عقلی تبدیل شود. عاشورا ادب آموز جبرئیل عقل در همرأیی و همراهی پیامبر عشق گشته است تا روشن نماید:

ادامه مطلب ...

نقش زهیر در حادثه کربلا

زهیر همسر خود را طلاق گفت، از یاران خود جدا شد، به اردوگاه حسینی پیوست و در شمار سربازان شیفته و فدایی امام حسین(ع)جای گرفت. او در طول مسیر در موارد گوناگون، از جای برمی خاست و به تایید سخنان امام می پرداخت. بخشی از مواردی که زهیرارادت راستین خود را به نمایش گزارد، چنین است:

1- حمایت از امام در ذو حسم

پس از برخورد امام با سپاه حر در محلی به نام ذو حسم (10) امام(ع) در جمع حاضران سخن گفت. آنگاه زهیر از جای برخاسته،به یاران امام گفت: شما سخن می گویید یا من آغاز کنم؟

گفتند: آری، تو سخن بگوی. 

زهیر، پس از به جای آوردن حمد وثنای خداوند، امام را مخاطب قرار داد و گفت: ای فرزند رسول خدا، سخنانت را شنیدیم... به خدا سوگند، اگر دنیا برای ماباقی بود و قرار بود در آن بمانیم و جدایی از این دنیا به معنای یاری تو بود; باز همراهی شما را برمی گزیدیم. امام(ع)،ضمن ستودن روحیه بالای او، برایش دعای خیر کرد. (11)

ادامه مطلب ...

زهیر بن قین کیست !؟

او از یاران بزرگ و با وفای امام حسین(ع) و مردی شایسته وشریف بود; رزمنده ای دلیر و جنگجویی توانا شمرده می شد و درمیان قبیله خود، که در کوفه سکونت داشتند، می زیست. وی را زهیربن قین بن قیس انماری بجلی می خواندند. (1)



ویژگیهای زهیر بن قین

1- شجاعت و پایمردی زهیر وی را بر آن داشت در کنار مدفعان اسلام قرار گیرد. او در برخی فتوحات اسلامی شرکت جست وافتخاراتی بزرگ به ثبت رساند. علامه سماوی در این باره می نویسد: «له فی المغازی مواقف مشهوره و مواطن مشهوده » (2) در جنگها مواضع مشهور و جایگاه مشهودی داشته است.

از موارد شرکت زهیر در فتوحات همانا شرکت در غزوه بلنجر است که خاطره ای نیز از آن باز گفته است. و در آینده به آن خواهیم پرداخت.

نمونه دیگرش حضور در کربلاست. او بحق بازوی توانای امام شمرده می شد. رشادت و دلاوری او چنان بود که امام حسین(ع) در روزعاشورا، هنگام تنظیم سپاه خود که بیش از هفتاد نفر بودند، وی را بر میمنه گمارد; حبیب را در میسره جای داد، خود در قلب سپاه قرار گرفت و پرچم را به برادرش عباس سپرد. (3)

2- از دیگر ویژگیهای زهیر سخنوری اوست که زبانزد خاص و عام ودوست و دشمن بود. او آنچنان بر گفتار مسلط بود که گاه از اومی خواستند در جمع حاضر شود و در دفاع از امام حسین(ع) سخن بگوید.

3- سومین ویژگی زهیر، که در حقیقت مهمترین ویژگی اوست، عشق به امام زمانش حسین بن علی(ع) است.

زهیر در گفتار و عمل، در راه و کربلا در مواقع مختلف، این ویژگی را بخوبی به نمایش گذارد. گفتارش در شب عاشورا و عملش در روز عاشورا بهترین گواه بر درستی این سخن است.

او در شب عاشورا، هنگامی که امام حسین(ع) اجازه رفتن به وی داد، اظهار داشت: «لا و الله لا یکون ذلک ابدا ا اترک ابن رسول الله(ص) اسیرا فی ید الاعداء و انجو انا؟! لا ارانی الله ذلک الیوم.» (4) نه به خدا سوگند، هرگز چنین نخواهد بود. آیافرزند رسول خدا را در دست دشمنان اسیر بگذارم و خود را نجات دهم؟! خدای آن روز را به من نشان ندهد.

زهیر در راه مکه تا کوفه، هنگامی از خدمت امام حسین(ع) بازگشت، همسر و یارانش را مخاطب قرار داد و گفت:

من تصمیم گرفته ام همراه حسین باشم تا جانم را فدایش سازم و... (5)

ادامه مطلب ...